«Prev
|
1 |
2 |
3 |
...|
41 |
42 |
43 |
44 |
Next»
شیدا محمدی ؛ شاعر؛نویسنده و روزنامه نگار در 12 اسفند سال 1354 در تهران تولد یافت. تحصیلات خود را در زمینه" زبان و ادبیات فارسی " تا مقطع" لیسانس " ادامه داد . حوزه علاقمندیش همواره "ادبیات " و "نقاشی " بوده است. طراحی و نقاشی را ابتدا نزد "هانیبال الخاص " به مدت کوتاهی آموخت سپس نزد استاد "گنجی" رنگ روغن را فرا گرف*.
در دوره پایانی دانشگاه؛ در سال 1378 با چاپ داستان هایش در روزنامه " جام جم " جذب روزنامه نگاری شد و فعالیتش را همزماندر زمینه "فرهنگی و ادبی" و " اجتماعی" آغاز کرد.
علاقمندی او به نوشتن و جسارتش در خلق موضوعات بدیع و گپ و گفتگو با هنرمندان برجسته ؛راه پیشرفت را برای او هموار کرد.
»
ادامه مطلب
اگر به من نزدیک می شوی
ای مرد!
بدنت را دور بینداز
من
نوازش های روح تو را می خواهم
تا نور را
لابلای پستان هایم
و صدا را
زیر کفش هایم احساس کنم
»
ادامه مطلب
منظر لیلی ))
مردی آمده با با د
به هیبت کوهی
شکسته ی آهن
در دست ستاره ای
»
ادامه مطلب
برايم اينكه خود را در يك تاريخ تولد و گزاره هايی مشخص و قطعی تعريف كنم وقتی خود نيز سوم شخصی هستم كه كيستی خود را سوال می كنم،بيشتر به نوشتن روی سنگ قبر می ماند.اسفند سال ١٣٥١ در بامدادی تاريك و برفی در قزوين به دنيا آمدم.سهم من به عنوان يك انسان در جامعه ی ايران بهمن بود و آوارش. اينكه تسليم اين آوار شدم يا راهی برای زيستن و تنفس پيدا كردم را هنوز به خوبی نمی توانم پاسخ دهم.اما به خوبی می دانم بخش بزرگی از زيستنم واكنش شد در مقابل كنشهايی كه به عنوان انسان و سپس زن در قالبهای تنگم می ريخت و پنهانم می خواست.
»
ادامه مطلب
مجید نفیسی در سوم اسفند1330در اصفهان به دنیا آمد و اولین شعرش را در سیزده سالگی در جنگ اصفهان منتشرکرد. در سال 1348 انتشارات امیرکبیر اولین مجموعه ی شعرش را به نام " در پوست ببر " انتشارداد و سال بعد به همت هوشنگ گلشیری اولین کتاب او در نقد ادبی با عنوان "شعر به عنوان یک ساخت " را انتشار داد .در 1350 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کتاب " راز کلمه ها " را از او در آورد که به عنوان بهترین کتاب سال برای کودکان شناخته شد .
»
ادامه مطلب
زمانی زیبا بودم
و کبوتران در حیاط خانه ام
چون مقدس ترین بندگان خدا بودند
رعد و برق که می آمد
خروشان می شدم
و پوتین های پلاستیکی ام را می پوشیدم
با عشق سوزان سالهای سرد، در باران می دویدم
و اندک اندک از خودم خالی می شدم
»
ادامه مطلب
از :
علی امینی نجفی
بدر شاکر السياب؛ گام بلند نوگرایی در شعر معاصر عرب
ژانويه 2006 هشتادمين سالروز تولد بدر شاکر السياب شاعر نوگرای عراقی است که تنها
»
ادامه مطلب
پیشکش به محضر بانو مهناز بدیهیان
حتای ِ نام کوچکم
خود خوری می کنم آن قدر
که تمام
تیپایم اگر بنامی تو
پرتم از خودم بیرون
بیرون به راه هایی که بی خودشان می شوند یعنی
»
ادامه مطلب
مثل خاطره ای گنگ
مثل خاطره ای گنگ
»
ادامه مطلب
شمارش
امروز روز هفتم دلتنگی است.
شش بار ماه
بر گرد من
ـ که ثقل زمینم این روزهاـ
طواف کرده است
و امروز
روز هفتم دلتنگی است.
»
ادامه مطلب
دیوانه
دیوانه برخیز!
صبح دمیده است.
بوسه بارانم کن.
بگذار خنده هایم طلوع کند
در چشمان سیاه تو
و شب گم شود زیر مینای دندان تو.
شب رفته است و من
در لابلای تار موی تو
ستاره چین شب شدم.
اگر...
اگر کمی بیندیشی
»
ادامه مطلب
حالا حتما پرنده ای به خانه ی ما می آید
»
ادامه مطلب
( روشن است كه شب خاموش است )
تونيستي
و روشن است كه شب
خاموش است و چراغ روشن
»
ادامه مطلب
دهان این سرزمین را
قفل زده اند .
»
ادامه مطلب
«Prev
|
1 |
2 |
3 |
...|
41 |
42 |
43 |
44 |
Next»