«Prev
|
1 |
2 |
3 |
...|
42 |
43 |
44 |
Next»
محمود مشرف تهرانی (م.آزاد) -
مثل درخت بید کهن
مثل درخت بید کهن
در دور دست سبز تماشا بمان
و گیسوان به باد بیارای.
مثل درخت بید کهن
با چشمهای مرگ آشوبت
بیدار و شعله ور
ای مهربان
در زمهریر سرد زمستان
»
ادامه مطلب
منیره پرورش
بیوگرافی خود نوشت :سال 1342 در تهران در خانواده اي فرهنگي به دنيا آمدم پدر بزرگم علي اصغر چهره از شاعران ان عهد بود كه دفتري از خود به جا نگذاشت. مادرم نيز از اين ارث بي بهره نماند او در 28 سالگي زماني كه من 7 ساله بودم در گذشت. دفتر او در كتاب خانه ي پدر خاك مي خورد. سال 1360 ديپلم گرفتم و انقلاب فرهنگي مرا به انتظار ادامه ي تحصيل گذاشت و انقلاب .... دفتر اول ام سال 1380 توسط نشر نگاه سبز منتشر شد( من، تو مقصر ويرگول است)، چتري براي خاك را نشر ثالث در سال 1383 سامان داد و اما دفتر سوم كه در راه است.
»
ادامه مطلب
الآن تفنگ ها را مي گذاريم زمين و
مي رويم تريا نسکافه مي خوريم
و گور پدر بي پدر پاسبان هاي سبيلو
گور پدر قطعنامه ي ۵۴۴
»
ادامه مطلب
از لابلای انگشتانم
سرازير می شوم
ميان دستهای تو
شبيه کاغذ مچاله ای
که دور انداخته بودی
شبيه تو می شوم
»
ادامه مطلب
داريوش معمار
متولد 1358 آبادان
كتابدار
كتاب ها :
موهام هم موجي است 1380 هاني همدان
هنگام كه نت هاي دريا پا مي گيرند(شعر آبادان) 1380 هاني همدان
جنازه مريم بنت سعيد 1384 پاندا مشهد
عاشقانه هاي زني كه دوستش دارم 1384 پاندا مشهد
»
ادامه مطلب
به شهیدان قلم " مختاری و پوینده و... "
آ...
مخفیانه عاشق ات شدم بدون اسم
هیچکس سلام
حرف می زنم بدون لب
ومخفیانه راه می روم
بدون پا
و گریه می کنم بدون چشم
خون مخفیانه در رگ من است
»
ادامه مطلب
سوت كشتي درياي مرا زخمي كرد
و اين تازه شروع بازي بود ....كاپيتان!
حالا از من
فقط موهاي خيسم را به جا ميآوري
و ساعت شماطهداري كه زنگ نميزد و ميلرزيد
»
ادامه مطلب
بادام های تلخ
در آن کنجی که مانده از لب های تو آخرین مانده ؟
صدا هنوز هم می رود از گوشم قطارقطار از همیشه ساعـت ها از هر نوع
به سوی همیشه غروب افتاده بر کول کوهی کدر در انتهای منی که دورم بسیارتر
گرفتارم در دست دست برنمی دارم از چانه
و تکه ابری هم هست چسبیده سیاهی اش را بر کنجی از مس تکان نمی رود به هر طرف و
نفسم شماره شماره گیر می کند در آسمی از حلق آویز مردی نه دیگر در سحرگاه میدانی
که در گوشه اتاقی در جغرافیای یک داستان نانوشته یا نوشته بر یال بادی که می گرداندش در هر دم
»
ادامه مطلب
همین طوری من

وقتی پایم را بر این حرفها میفشرم له میشوم آن قدر در خودم همیشه همین طوری
اما زمان تا به خودم میآیم ولنگار همیشه است و نگارم در دور
همیشه از آن که میآید سریعتر میرود این وقت دیر میکند مرا اغلب
»
ادامه مطلب
هنگامیکه ارنست همینگوی شنید که ویلیام فاکنر در مورد او گفته است که همینگوی هرگز در نوشته هایش لغتی بکار نمی برد که خوانده ی اثر را مجبور کند که سری به دیکشنری بزند. همینگوی در جواب او گفت:بیچاره فاکنر فکر می کند من با لغات ده دلاری آشنا نیستم، من همه ی آن لغت ها را خوب می شناسم، اما لغاتی هستند قدیمی تر، ساده تر و بهتر و آنها لغاتی است که من بکار می برم.
چند شعر با لغات ارزان
از مهناز بدیهیان
»
ادامه مطلب
چه خوب که دیگر زنانه نیست ...!!!
درگفت و شنودی کوتاه با
پگاه احمدی
پویا عزیزی
۱- می خواهم بحث را نه از خود شعر بل که از موقعیت ها شروع کنم . می دانیم که به هر حال طی دوره های مختلف اجتماعی و به طبع تاثیر آن ها بر محیط روشنفکری و هم چنین برخورد جوامع با ایده های جدید فلسفی و هنری ، تاثیراتی هم بر ادبیات آن جوامع وارد می شود که شعر به عنوان تاثیر پذیر ترین شان در راس این پدیده است . شما این تاثیرات را در دوره های مختلف کار شاعری تان چگونه دیده و تجربه کرده اید ؟ این برخوردها و تاثیرها تا چه حد بر آثار شما اعمال اثر کرده است ؟
این موقعیت هایی که از آن صحبت می کنید و این تاثیرات ِ به زعم ِ من ، مخربّی که مبانی ِ نظری ِ نو یا به قول شما ایده های جدید ِ فلسفی بر بکارت ِ شعرِ امروز وارد کرده و آن را از آن حالت الهامی – رها ، به یک چیز ِ مکانیزه ی کاربُردی ، مونتاژی ، تکنیکال ) در معنی ِ منفی اش ) تبدیل کرده است ، دیگر نه دغدغه ی ِ من است و نه دغدغه ی شعر ِ من.
»
ادامه مطلب
روزگار غریبی ست...
»
ادامه مطلب
سقوط و سکوت
منم
- که نشسته ام -
یا یخ ِ سالها را ساعت های ِ کشدار آب نمی کنند
»
ادامه مطلب
!منوچهر آتشی درگذشت
...من از صراط گذشته ام / گذشته ام / هر چند مستقيم / - چنان كه گفته بودند نبودند / نبود اما / من اكنون در دوزخم / و دست راست تو از آن طرف پل / در دست چپ من قفل است / مي توانم عبورت دهم، / اما / حس مي كنم كه / ز بازوي راستم / - در انتهاي دنده ها / خبر چيني از فردوس / در كاربازي توطئهاي است / تا انقلاب دوزخي ما را / خنثي كند... منوچهر آتشی، شاعر معاصر كه پس از جراحي كليه در بيمارستان سينا بستري شده بود و قرار بود روز شنبه مرخص شود، بهخاطر ناراحتي قلبي به بخش ccu منتقل شده و تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفت... اما حال وی امروز وخيم شد و ساعت ۱۴روز يكشنبه به علت عارضه و ايست قلبي در بيمارستان سيناي تهران درسن ۷۴سالگي درگذشت.
[خبر درگذشت آتشی]
برگرفته از گویا نیوز
هنرمند ریشه در قلب ها دارد و هرگز نمی میرد و هنر او فصل به فصل جوانه میزند.
یادش گرامی.
ماه مگ
»
ادامه مطلب
تصویر مهناز بدیهیان - کاری از اردشیر محصص
اگر زندگی هم
به روشنی و طعم و رنگ
این دانه های،
دل به دل سپرده ی انار بود
چه خوب بود.
شادوسرخ و آبدار..
---------------------
شب درازیست
نه شب بیدلی
صدای پای بی صدایی است و
چهار هزار شاخه ی گل *
که بار تبر به دوش می کشند
*روزنامه ی کیهان: چهار هزار دختر شب را در خیابانهای تهران به روز می رسانند.
»
ادامه مطلب
«Prev
|
1 |
2 |
3 |
...|
42 |
43 |
44 |
Next»